چرا اين روزها زده ام به فيلم ؟!
كسي كز عشق خالي شد فسرده است گرش صد جان بود بي عشق مرده است
از نظامي كه بگذريم .فيلمي كه ديروز ديدم عجيب بود .سياه پوستي با سابقه ي دزدي وزندان پرستار يك معلول پولدار مي شود و جرات عشق ورزي را در آن زنده مي كند .
رابطه ي اين دو آدم كه دنيايشان يك دنيا با يكديگر تفاوت داشت برايم جالب توجه بود .
دنياي مرد سياه پوستي طناز و بي اعتنا به پيرامونش به دنياي مردي موقر با ديسيپلين خشك ثروتمند گري وگرفتار آمده در معذورات زندگي ، گره اي عاطفي مي خورد .
مرد پولدار از تمام زندانهاي تنيده در دور و برش رها مي شود و با نگاهي نو به استقبال زندگي مشترك نويي مي رود و با بي اعتنايي به معلوليتي كه تاقبل از آشنايي با سياه پوست او را وحشت زده از عاشق شدن و عشق ورزي و زندگي مشترك به انزوا كشانده بودازدواج مي كند و صاحب دختري مي شود و سياه پوست دزد نيز " من" ديگر درونش را مي يابد و با خلاقيت هاي فردي كشف كرده در درونش به نقاشي رو مي آورد و راهي ديگر براي بهتر زيستن مي يابد .
.
.
ديروز به شدت بي حوصله بودم و به دلايلي نه چندان مهم به ديدن اين فيلم كشانده شدم!
شايد براي اولين بار بود كه در مي يافتم گاهي هم نياز است كه آدم ها با آدم هاي به شدت متضاد با خودشان روزگار را بگذرانند تا طعمي ديگر از سرخوشي را به نام "زندگي ِ من " مزه مزه كنند!
The Intouchables
(دست نيافتني ها)
ژانر : کمدی / ملودرام
سال انتشار : 2011 میلادی