نشریه ی الکترونیکی سراب نیلوفر را بخوانید :
.................................................
حنایی به رنگ داستان
نقدی از می نا درعلی بر داستان های رسول پرویزی
..........................................................
ققنوس 5 ویزه ی شناخت ادبی رسول پرویزی به سردبیری رضا شبانکاره
منتشر شد
کلیه ی داستان های این مجموعه با زبانی ساده و روایتی خطی به نگارش در آمده که برخی از آنها آنقدر ساده بیان شده که حسی گزارش وار به خود گرفته است ،گویی نویسند آنچه را دیده باید با زبان داستان بر کاغذ می نگاشته و این بار مسئولیت نوشتن، به قابل فهم نوشتن را برایش رقم زده است!
تم اکثر داستان ها فقر است و راوی نقشی مهم دارد که گویی شاهدی بر فضای داستانی دارد این فقر را به اشکال مختلف و گاه شبیه به هم روایت و بازگو می کند تا داستانی از تنیدگی فقر و عشق و تنفر را بنگارد!
راوی داستان های این مجموعه اکثرآ دانش آموزی است که می بیند و می گوید ، گاه با زبانی ساده چون راوی داستان "زار صفر" و گاه یک تحلیلگر اجتماعی مانند راوی داستان" گرگعلی خان".اما همین راوی ساده گو هم در جاهایی به تناقض در یکدستی زبان می رسد و کلمات نا متجانس با سادگی زبان راوی ما را به شک می اندازد که رد پای نویسنده بر جای جای داستان ها چرا مانده است مانند ؟! استفاده از کلمات نا معمول و تحلی ل های سیاسی و اجتماعی و قضاوت در زمان همه از این نوع تناقض گویی هاست که در زبان داستانی این مجموعه رخ داده!
مهم ترین اتفاقی که در داستان های پرویزی می افتد تلفیق فرهنگ عامه و فولکلور با مضمون ها و موضوع های ساده ای است که با هم فضاهای قابل ملموسی را به وجود می آورند که گاه مخاطب به این درک و باور می رسد که چه موضوع های دم دستی می توانند داستانی نقل شوند!فرهنگ عامه در داستان های وی به قدری ملموس است که گاه بخش اعظم داستان را فرا می گیرد و میشود بخش پر رنگ داستان و عمده ترین نگاه راوی و روایت!
این رویکرد در برخی از داستان ها از جمله "ای واویلا " که نگاه انتقادی به عزاداری های بومی دارد و داستان"درویش باباکوهی آرام مرد"و برخی از داستان های دیگر به خوبی مشهود است!
در این داستان ها اعتقادات مردم بسیار عیان و بی هیچ وسواس داستانی در لا به لای گفتار و رفتار شخصیت ها تنیده شده و به عنوان بخشی از باورهای مردمی شکل می گیرد .در همین داستان ها ضربالمثل ها و شعرهای رایج بر زبان عامه و شاهنامه خوانی و حافظ و خیام خوانی هم دیده میشود که نشان از جایگاه شعر در زندگی مردم آن دوره دارد که اجین با زندگی روزمره روزمرگی را کمی تلطیف شده میسازد !
به برخی از این شعر ها اگر توجه شود شاید بخشی از رفتار مردم آن دوره برای مخاطب ها تصویر شود:
ای واویلا همی چوخه تنش بید
ای واویلا همی تنبون کونش بید
ای واویلا همی کلاه سرش بید
این اشعار در داستان "ای واویلا" به وقت عزا خوانده می شود.
و یا:
به وقت سلام به درویش در داستان "درویش با با کوهی..." استفاده از شعر خوانی جمعی :
گل مولا سلام گل مولا سلام
و
ریش ریش می تراشیم از پس و پیش می تراشیم
و در داستان پالتو حنایی:
بسال هفتاد – چه برفی افتاد
بحق این پیر – بقد این میل
و در داستان دستمال های وصله دار:
دسمال آبی نمی خوایم/حاکم بابی نمی خوایم/کلاه فرنگی نمی خوایم
در اکثر داستان های این مجموعه شعرهای عامه و شعرای بزرگی چون حافظ و نظامی و خیام جایگاه ویژه ای دارند که نشان از روحیه ی شاعرانگی منطقه ی جنوب ایران دارد که شهر شیراز و دشتستان بوشهر که محل رفت و آمد پرویزی بوده هم بی تاثیر از این قاعده نبوده و حتی می توان گفت متاثر تر از این قاعده بوده!
داستان های پرویزی با آنکه روایت ها و مضمون های ساده ای دارند اما در همین سادگی نویسنده قابلیت هایی را گنجانده که از انحطاط و افتادن به ورطه ی ابتذال و بی مقداری جلوگیری کرده و ما با روایت های قابل تامل روبرو می شویم .برخی از این قابلیت ها همان طور که در بالا آورده شد استفاده از فرهنگ عامه بود و تنیدگی شعر با متن و روایت و دیگر اینکه راوی نگاه به سیاست و فلسفه و گاه رویکردهای انتقادی را دستمایه داستان خود کرده و فضای داستان ها را از تک لایگی در آورده و نه چندان پیچیده اما کمی فراتر ازصرف یک روایت رقم زده است!
دغدغه های نویسنده همانطور که کاملا از متون و مضمون های داستان ها پیداست معظلات اجتماعی است تا آنجا که داستان ها را به سمت سبک رئالیسم اجتماعی کشانده و نویسنده را تا حد یک تحلیلگر اجتماعی بالا برده است.
اما سادگی روایت و مضمون های داستان های پرویزی و زبان روان داستان هایش ارتباط برای مخاطب را ساده و میزان یا گستره ی مخاطب را وسعت بخشیده و باعث شده طیف بسیار وسیعی از مردم با این داستان ها ارتباط برقرار کنند و همان طور که خودش هم در ابتدای مجموعه اذعان داشته پیر و جوان و همشهری و ... خود را در این داستان ها ببینند !
عنصر طنز و زبان کنایی از دیگر ویژگی های داستان های این مجموعه است که در داستان های شلوار های وصله دار و قصه ی عینکم و زبان کوچک پدرم به اوج خود رسیده و تا حد یک خنجر دوسویه عمل کرده و بلاهت را به حد جنون واری در لا یه های داستان خزانده تا مخاطب در خندیدن و گریستن به تردید بیافتد و در این برزخ اجتماعی – انسانی دست و پا زند و با کاراکتر های داستانی همزات پنداری کند و خود را در مضحکه ی اجتماعی غوطه ور ببیند!
داستان های پرویزی بنا به رسم زمان خود از قهرمان پروری دور نمانده اند و شخصیت های قهرمانی چون "زار صفر" در مقایسه با رستم قدم در داستان گذاشته و "شیر محمد " از جایی دیگر سر بر می آورد و مرگ "رسول شله"به قول داستان در چند جمله خلاصه میشود:لات بدنیا می آیند،در ظلمت و حیرت روزگار می گذرانندو در سرنوشت شوم و تیره و مهیبی جان می سپارند!
این قهرمانان ملموسند و اسطوره وار میان مردم نیستند بلکه اگر سر بچرخانیم در همین حوالی هنوز هم قابل رویتند زیرا که از دل مردم برخاسته اند و به دست همین مردم پرورش یافته اند و دیگر اینکه فرهنگ این زمان هنوز باقیمانده ای فرهنگ دوره ی پرویزی را باز نگه داشته و ما هنوز هم می بینیم مردی که سر زن خود را می برد به عنوان یک قهرمان دارد قدم میگذارد بر باورهای مردم که چنین است و چنان!
به هر حال باید گفت که پرویزی یک روشنفکر زمان خود بود که با زیرکی تمام شخصیت های خود را از یک رویکرد سنتی به یک جریان روشنفکری می کشاند...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۱۶ ساعت توسط مینا درعلی
|